|
نامه ای که بالاخره تمام خواهد شد......نه خیلی دیر!
|
بدون شرح
دانشکده معدن متالورژی ونفت - دانشگاه صنعتی امیرکبیر

حتی من به عنوان یک شهروند بی تجربه و کم سن و سالتر از خیلی ها می دانم که مشکلات فرهنگی کشور ما آنقدر ریشه دار و تنومد شده که نباید تعجب کرد اگر ثمراتش را هر روز در رفتار های جامعه ببینیم!
دیدگاه اول در مورد این موضوع اینست که هر کشوری قوانینی خاص دارد و کشور ما هم از آنجا که نظام جمهوری اسلامی بر آن حاکم است قوانین اش ایجاب می کند که بانوان و آقایان محترم با پوشش تایید شده توسط شرع(!) وارد صحن اجتماع شوند. و این محدودیت نیست بلکه یک وظیفه ی ساده ی اجتماعی است.دیگر اینکه آیا این حجابی که رعایت میشود از روی اعتقاد فرد است یا نه ربط به خود فرد دارد. دید گاه دیگر هم چنین می گوید که رعایت نکردن حجاب نوعی توهین و تجاوز به حقوق دیگران است!
به شخصه با دیدگاه اول موافقم:من و شما که در ایران زندگی می کنیم.....هر دو ساکن این کشور و تابع قوانین این کشور هستیم.....اما دیدگاه دوم نوعی توجیه است!نمی گویم که قبولش ندارم.... اما ما اگر بخواهیم از تجاوز به حقوق حرف بزنیم نباید صاف برویم سراغ حجاب! در سراسر دنیا ملت هر طور به سرشان زد بیرون می آیند و کسی از تعدی به حقوقش حرف نمی زند. مشکل ما همانطور که گفتم اینست که فرهنگ توده ی مردم جامعه مان را ماهواره تامین می کند(چه دردناک است این بحث!) و در مقابل اقلیتی با فر هنگ والای در خور شان ایرانی رشد میکنند .بعد این دوقشر در سطح جامعه مخلوط میشوند و مسئولین برای قشر بیشتر یعنی دسته اول طرح میریزند که فرهنگی که دسته ی دوم در طی دوران رشدشان در آنها نهادینه(عاشق این اصطلاحم!
) شده را یک شبه که نه بلکه با یک تذکر و تنبیه در دسته ی دوم بوجود بیاورند!!!!! منطق میگوید که این غیر قابل وقوع است. نه در ایران و نه در هیچ کجای دنیا!
طرح مبارزه با بد حجابی هم از آن طرح هایی است که به جایی نمی رسد. تنها چیزی که بوجود می آورد استرس و آلودگی روانی بیشتر در اذهان جامعه، هدر رفتن وقت و بودجه و کلام است.
والسلام
