|
نامه ای که بالاخره تمام خواهد شد......نه خیلی دیر!
|
بارون میزنه روی گونه هام
می باره روی شونه هام
بــــــــــارووووووووون
وای از این گذر دورون
بارون............... میاره برام یاد تو
گرمی خاطراتتو
بــــــــــاروووووووون
وای از این گذر دورون
صدتا بهار گذشت
ای روزگار گذشت
شبای تار گذشت
صبح غمبار گذشت
اما این قلب من لحظه ای از تو یار... نگذشت
برف سفید دیدیم
ماه و خورشید دیدیم
لرزش بید دیدیم
موی سپید دیدیم
اما از میوه ی باغچه ی عاشقی نچیدیم
من پشت شیشه با
چشمای بارونی
منتظر می مونم
تنها تو میدونی
خونه بی تو شده
زندون خاطره
یاد تو می باره
از پشت پنجره................
ای تو بهار من
ای تو دلدار من
بی تو خزون شده
آخر کار من
طی شده عمر من
پشت این پنجره
بغض ابرای دل
ریخته تو حنجره......![]()
